چهارشنبه, 30 مرداد 1398

 



موضوع: رهبانییت در اسلام و مسیحییت

رهبانییت در اسلام و مسیحییت 4 سال 11 ماه ago #101561

خداوند در قرآن کریم در مورد رهبانیتی که در میان مسیحیان رایج شد می‏فرماید: «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ» (حدید/27)
«و [اما] ترك دنيايى كه از پيش خود درآوردند، ما آن را بر ايشان مقرّر نكرديم مگر براى آن¬كه كسب خشنودى خدا كنند، با اين حال آن را چنان‏كه حقّ رعايت آن بود منظور نداشتند. پس پاداش كسانى از ايشان را كه ايمان آورده بودند بدان‏ها داديم و [لى‏] بسيارى از آنان دست¬خوش انحرافند.»
پس مسیحیان علاوه بر این که رهبانیت را بدعت کردند، حدود آن را رعایت ننمودند، و به نام زهد و رهبانيت، ديرها را مركز انواع فساد نمودند، و ناهنجاري‏هايى را در آئين مسيح به وجود آوردند[1]. بنابر این اگر چه رهبانيت در آغاز چهره معتدل و ملايمى داشت، اما بعداً به انحراف گرائيد و موجب بسیاری از مفاسد شد[2].
رهبانیت از تعالیم عیسی مسیح نبود اما از این آیه به دست می¬آید که خداوند این عمل را برای مسیحیان امضاء کرده است به شرط آن¬که رهبانیت را برای رضای خدا به جا می¬آوردند و در آن دچار افراط و تفریط نمی¬شدند[3].
به نظر مى‏رسد «رهبانيت» كه از ماده «رهبه» به معنى ترس از خدا گرفته شده است و در آغاز مصداقى از زهد و بى‏اعتنايى نسبت به دنيا بود؛ همانند بسيارى از مراسم و سنت¬هاى حسنه اى كه در ميان مردم رائج است و كسى نيز روى آن به عنوان تشريع و دستور خاص شرع تكيه نمى‏كند، رهبانیت نیز در ابتدا عملی زشت و همراه با گناه نبود[4].
بنابراین ضرورتى ندارد كه بدعت‏گذارى و ايجاد روشى نوپديد، عيناً در رسالتى نوشته و نام برده شده باشد تا مشروع محسوب شود، بلكه كافى است كه با ارزش¬ها و اصول و قواعد كلّى موجود در آن رسالت سازگار باشد. از اين ديدگاه رهبانيّت نيكوست در صورتى كه به امور زيرين منجر نشود:
1- تشبّث به ظاهر امور به حساب و زيان ارزش¬ها.
2- كناره گيرى از اجتماع و ناديده گرفتن آن بدون حضور و شاهد بودن و كوشش در تغيير وضع موجود آن.
3- كناره گيرى و شانه خالى كردن از تكاليف اجتماعى.
4- چپاول مردم و اندوختن سيم و زر، و انحراف از راه خدا.
و آنچه كار را بدين‏جا بكشاند كه در واقع تهى‏كردن رهبانيّت از مضامين راستين آن يعنى حقايق زيرين است:
الف: بيم از خدا، و نزديكى جستن به او به وسيله اعتكاف و زهد نسبت به خس و خاشاك دنيا.
ب: احتياط در دين و كوشندگى در عبادت و اداى حقوق مردم و بر پا داشتن احكام خدا به طريق درست آن‏ها براى تحقق بخشيدن به هدف‏هاى دين و مقاصد شريعت از خلال آن¬ها.
ج: كناره‏گيرى از مردم به منظور آماده شدن براى تغيير آنان، و تقيّه و هجرت براى جهاد، بدون آن كه كناره‏گيرى به خودى خود هدف و مقصود قرار گيرد و دستاويزى براى ترك امر به معروف و نهى از منكر و بر پا داشتن حدود خداوند واقع شود[5].
انحرافات رهبانیت:
از جمله بدعت¬هاى مسيحيان در زمينه رهبانيت، «تحريم ازدواج» براى مردان و زنان تارك دنيا و ديگر «انزواى اجتماعى» و عدم توجه به وظائف انسان در اجتماع و انتخاب صومعه‏ها و ديرهاى دورافتاده براى عبادت و زندگى در محيطى دور از اجتماع بود.
اگر چه زنان و مردان تارك دنيا (راهب¬ها و راهبه‏ها) خدمات مثبتى نيز انجام مى‏دادند (مانند پرستارى بيماران صعب‏العلاج و خطرناك، و تبليغ در نقاط بسيار دوردست و در ميان اقوام وحشى)، ولى اين امور در برابر كل اين برنامه مساله ناچيز و كم اهميتى بود، و در مجموع مفاسد آن به مراتب برترى داشت.
اصولا انسان موجودى است كه براى زندگى در اجتماع ساخته شده و تكامل معنوى و مادى او نيز در همين است كه زندگى جمعى داشته باشد؛ لذا هيچ¬يك از مذاهب آسمانى اين معنى را از انسان نفى نمى‏كند، بلكه پايه‏هاى آن‏را محكم¬تر مى‏سازد. خداوند در انسان «غريزه جنسى» براى حفظ نسل آفريده است، هر چيزى كه آن را به طور مطلق نفى كند مسلما باطل است[6].
پارسائی در اسلام:
زهد اسلامى كه به معنى سادگى زندگى و حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است، هيچ ارتباطى به مساله رهبانيت ندارد، زيرا رهبانيت معنى جدايى و بيگانگى از اجتماع است و زهد به معنى آزادگى و وارستگى به خاطر اجتماعى‏تر زيستن است[7].
با توجه به این¬که قرآن با شرائطی رهبانیت مسیحیان را تأیید کرده است، عده¬ای از مسلمانان خواستند که این شیوه را در اسلام پی بگیرند[8]. در حديث معروفى است که «عثمان بن مظعون» فرزندش از دنيا رفته بود، بسيار غمگين شد، تا آن‏جا كه خانه‏اش را مسجد قرار داد و مشغول عبادت شد (و هر كار را جز عبادت ترك گفت) اين خبر به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسيد، او را احضار كرده، فرمود: اى عثمان! خداوند متعال رهبانيت را براى امت من مقرر نداشته، رهبانيت امّت من، جهاد در راه خدا است[9].
پيغمبر اكرم به اين وسيله فهماند كه اسلام دينى جامعه¬گرا و زندگى¬گراست نه رهبانیت¬گرا. به علاوه تعليمات جامع و همه جانبه اسلامى در مسائل اجتماعى، اقتصادى، سياسى و اخلاقى بر اساس محترم شمردن زندگى و روى آوردن به آن است، نه پشت كردن به آن[10].
پس بی اعتنائی به ظواهر مادی نباید همراه با انزواى اجتماعى باشد بلکه اسلام دستور می¬دهد که یک مسلمان بی توجهی به دنیا را باید با اعمالی هم‏چون جهاد، که انسان را در متن اجتماع قرار می¬دهد، قرین سازد.
در روایت دیگری پیامبر اسلام رهبانیت را در هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره تعریف می¬کنند[11].
در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر (ع) مى‏خوانيم: كه برادرش «على بن جعفر» از محضرش پرسيد: آيا براى مرد مسلمان سزاوار است دست به سياحت بزند، يا رهبانيت اختيار كند و در خانه‏اى بنشيند و از آن خارج نگردد؟ امام (ع) در پاسخ فرمود: نه[12].
سياحتى كه در اين روايت از آن نهى شده چيزى هم¬رديف رهبانيت يعنى يك نوع رهبانيت سيار بوده است.
باید توجه داشت كه زهد اسلامى غير از رهبانيت است.رهبانيت، بريدن از مردم و روآوردن به عبادت است؛ بر اساس اين انديشه كه كار دنيا و آخرت بیگانه از يكديگر است. اما زهد اسلامى در عين اينكه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بى‏تكلف است و بر اساس پرهيز از تنعم و تجمل و لذت¬گرايى است، در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عين جامعه گرايى است[13].
اسلام با تفكر رياضت و رهبانيت، سخت مبارزه كرده است.اسلام به نظافت تشويق كرده است و به جاى اينكه شپش را مرواريد خدا بشناسد، گفته است پاکیزگی از ایمان است[14]. پيغمبر اكرم شخصى را ديد در حالى‏كه موهايش ژوليده و جامه‏هايش چركين بود. حضرت به او فرمود: تمتع و بهره بردن از نعمت¬هاى خدا جزو دين است[15].
امام صادق فرمود: «خداوند زيباست و دوست مى‏دارد كه بنده‏اى خود را بيارايد و زيبا نمايد و برعكس فقر را و تظاهر به فقر را دشمن مى‏دارد. اگر خداوند نعمتى به شما عنايت كرد بايد اثر آن نعمت در زندگى شما نمايان گردد.» به آن حضرت گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمايان گردد؟ فرمود: «به اينكه جامه شخص‏ نظيف باشد، بوى خوش استعمال كند، خانه خود را با گچ سفيد كند، بيرون خانه را جاروب كند، حتى پيش از غروب چراغ‏ها را روشن كند كه بر وسعت رزق مى‏افزايد.»[16]
رسول اكرم هنگامى كه مى‏خواست نزد اصحابش برود به آئينه نگاه مى‏كرد، موهاى خود را شانه می‏کرد و مرتب مى‏ساخت و مى‏گفت خداوند دوست مى‏دارد بنده‏اش را كه وقتى كه به حضور دوستان خود مى‏رود خود را آماده و زيبا سازد[17].
قرآن كريم آفرينش وسائل تجمل را از لطف¬هاى خدا نسبت به بندگانش قلمداد كرده و تحريم زينت¬هاى دنيا بر خود، سخت مورد انتقاد قرآن قرار گرفته است (اعراف/32).
اسلام التذاذ و كام¬جويى زن و شوهر از يكديگر را نه تنها تقبيح نكرده است، بلکه ثواب‏هايى را هم براى آن قائل شده و دوست داشتن زن را از صفات پيغمبران شمرده است[18].
اعتکاف سنتی اسلامی:
یکی از آداب اسلامی سنت اعتکاف است. اعتکاف ماندن در مسجد و بیرون نرفتن از آن است.حدّ¬اقل اعتکاف سه روز است. یکی از شرائط اعتکاف روزه دار بودن معتکف در ایام اعتکاف است[19].از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله روایت شده است که «رهبانيّت امّت من در مسجد است.» يعنى متعبّدان امّت من طريقه مسیحیان را پيش نمى‏گيرند، بلكه در مساجد اعتكاف مي¬كنند[20].
این سنت اسلامی با رهبانیت در تفاوت اساسی است. یک از شرائط اساسی اعتکاف حضور در مسجد جامع شهر است[21]. در حالی که رهبانیت، در مکان¬های خلوت و به دور از اجتماع است.در حقیقت اعتکاف حضور در جامعه است در عین حال که شخص معتکف چند روزی را در مسجد با خدا خلوت می¬کند؛ چرا که محل اعتکاف مسجد جامع شهر است و محل حضور همیشگی مردم.
با این وجود، اسلام به ابعاد اجتماعی بشر و یاری رساندن به مردمان نیازمند اهمیت بسیاری داده است.امام صادق علیه السلام فرموده¬اند: «کسی که به یاری برادر دینی¬اش بشتابد و در پی آن تلاش کند، خداوند پاداش دو ماه اعتکاف در مسجد الحرام را می¬نویسد
مدير دسترسي عمومي براي نوشتن را غيرفعال كرده.

رهبانییت در اسلام و مسیحییت 4 سال 11 ماه ago #101816

مرسی خوب است
مدير دسترسي عمومي براي نوشتن را غيرفعال كرده.
مدیران انجمن: شیرین الله بخش