Persian      English     
دوشنبه, 21 آبان 1397

 



سبک رهبری سی آی پی (CIP)

واحد13سبک رهبری سی آی پی (CIP)
نام مولف : مهشید الفتی صمغ آبادی
چکیده:
با شروع مطالعات وبر(1924) که برای نخستین بار رهبری فرمند را معرفی نمود ،شالوده ی اولیه مدل رهبری CIP (مامفورد،2006) که مجموعه ای از سه سبک رهبری فرمند،آرمانی و عمل گرا است،شکل گرفت و توجه محققان را به خود جلب کرد.طبق این مدل ، سه سبک مذکور در مواردی با یکدیگر تفاوت دارند که تفاوت اصلی آنها در ایجاد علاقه و انگیزه میان پیروانشان می باشد.اخیرا مفهوم رهبری نو ظهور تحت عنوان CIP توجه پژوهشگران را از سبک رهبری فرمند در مطالعات وبر به دو سبک رهبری دیگر با نامهای رهبری عمل گرا و آرمانی جلب کرده است.مطابقمدل ‏CIP‏- درشرایطبحرانی–یکیاز 3 سبکرهبری ‏میتواندبرای ارائه یهترین وبرجسته ترین رویکردمورداستفاده قراربگیرد.
واژگان کلیدی:
رهبری فرمند،رهبری عملگرا،رهبری آرمانی،مدل روانی تجویزی،رویکردرهبریCIP
مقدمه
با توجه به دنیای متغیر و در حال توسعه ی امروزی ،توجه به ابعاد گوناگون رهبری می تواند در جهت رشد جوامع و سازمانها بسیار کمک کننده باشد.این فصل از کتاب به سبک نو ظهور رهبری که خود تلفیقی از سه سبک برجسته و مهم رهبری است می پردازد. مدل CIPکه الهام گرفته از مطالعات وبرمی باشد)او بدلیل تاثیر گذاریش روی چشم انداز مدرن رهبری و ارائه نطریه های رایج در خصوص بروکراسی و وظایف سازمانی شهرت دارد(نخستین بار توسط مامفورد در سال 2006 مورد مطالعه قرار گرفت.
1- ماهیت و مفاهیم کلیدی رویکرد
1-1 رهبری فرمند)( charismatic leadership
نخستین بار رهبری فرمند در یادداشتهای وبر توضیح داده شد، وبر در مقالات خود تنها به این سبک رهبری اشاره کرده و آن را یکی از برجسته ترین سبک های رهبری قلمداد می کند. این رهبران آینده نگر بوده و روی امید برای آینده ای بهتر تاکید می کنند. ازانواعرهبرانفرمندمیتوانبه جان اف کندی و فرانکلین روزولت اشاره کرد.
2-1رهبری عمل گرا(pragmatic leadership)
مطالعات پژوهشگران علاوه بر رهبری فرمند دو مدل دیگر از رهبری تحت عنوان عمل گرا و آرمانی را پیشنهاد می کنند.رهبران عملگرااغلب حال نگر بوده وبه حل مسائل موجودمی پردازند. نظیر آلفرد دوپنت و سام والتون .

3-1 رهبری آرمانی( Ideological leadership)
پیرو مفاهیم سنتی وبر، مامفورد و استرنگ ‏بیوگرافی 60 تن از رهبران تاریخی را از نظر کمی و مقداری آنالیز کردند.آنها متوجه شدند که رهبران آرمانی پیروان خود را به شیوه ی خیلی متفاوت با تاکید بر ارزشهای قوی و عقاید آرمانی فراتراز از الهام و محرک های عقلایی و ذهنی درگیر می کنند.علی رغم این تفاوت ها این بدین معنا نبود که آنها نسبت به همتایان فرمند خود در رتبه پایین تر قرار داشتند،بلکه آنها فقط در ایجاد محرک در پیروانشان متفاوت بودند.رهبران آرمانی اغلب گذشته نگربوده وبه اصلاح اشتباهات گذشته میپردازند. نظیر جین آدامز و مایکل کولینز .
2- مزایا و اهمیت رویکرد مدل CIP
1- اگرچه تفاوت های میان این سه سبک رهبری گواه بر مفاهیم گوناگون می باشد،اما مامفورد وهمکارانش معتقدند که شکل واحد آنها در شرایط بحرانی بهترین اثرگذاری را دارد.این سه سبک رهبری اساسا در ایجاد محرک در پیروانشان بویژه وقتی که آنها در نیاز کامل به آسایش وهدایت و رهبری هستند متفاوت می باشند.
2- با توجه به چشم اندازهای متفاوتی که این سه سبک رهبری از جهان ارائه میدهند ، مدل های روانی تجویزی گوناگونی را نیز به زیردستان خود در پروسه ی ایجاد درک و آگاهی پیشنهاد می کنند.از این رو مدل CIPرا مجموعه ای از رهبران برجسته تلقی می کنندکه دست آوردهای بسیار گوناگونی ارائه میدهد.
3- عوامل اصلی موفقیت رویکرد
تمامی سبک ها و مفاهیم نوظهور اغلب با مسائل و محدودیت هایی همراه می باشد و هیچ گاه نمی توان سبکی را صددرصد کامل و بی عیب و نقص دانست از نظر منطقی این موارد نیز شامل سبک رهبری CIP هم میشود اما با چشم پوشی از این موارد میتوان گفت که یکی از عوامل اصلی موفقیت رویکرد که آن را از دیگر سبک های رهبری متمایز می کند این است که این سبک تلفیقی از سه سبک رهبری بسیار مهم و برجسته می باشد که در کنار یکدیگر سبک منسجمی را تحت نام CIP تشکیل داده اند که همین نیز باعث می شود تا در شرایط بحرانی و در زمانهایی که استفاده تنها از یک سبک رهبری چندان کارآمد نیست به یاری رهبران بشتابد.استفاده از چنین رویکردی در دنیای متغیر و پر تلاطم امروزی بسیار کمک کننده می باشد.
4- گامهای لازم جهت بکارگیری و اجرای رویکرد
در خصوص بکارگیری و اجرای رویکرد نوجه به دو مورد بسیار ضرورتدارد :
1- شناحتلازمودرکصحیحازانواعسهسبکرهبری ‏(فرمند،آرمانی و عمل گرا)
2- درک صحیح از محیط اطراف و شرایط موجود جهت توصیف مدل روانی تجویزی
5- چالش ها و آینده رویکرد
شاید یکی از چالشهای پیش روی این سبک رهبری تفاوتهای موجود میان این سه سبک باشد. سه سبک مذکور در 9 مورد با یکدیگر کاملا تفاوت دارند که در جدول زیر نمایش داده شده است :

جدول شماره 1
واحد13

یکی دیگرازچالشهاآزمون انعطاف پذیری و سازگاری سبک های رهبری باسایرشرایط میباشد و دیگری اینکه بدلیل تفاوتهای موجود ، مدلهای روانی تجویزی متفاوتی نیز به پیروان ارائه داده می شود.
در خصوص آینده رویکرد ،این مطالعات بر ادامه تحقیقاتبر روی CIP و سایر مدلها نظیر آن تاکید می کند و آن را امری ضروری می داند.با اعتبار بخشیدن به اجزای اصلی و مرکزی مدل تلاش می کنیم تا سهم خود را در رشد و توسعه چشم اندازهای رهبری ایفا کنیم.بویژه در ارتباط با مدل CIPبه نظر می آید آزمون قابلیت انعطاف پذیری رفتارهای رهبر ضرورتدارد– در این خصوص در نسخه ی اصلی وبر به آن اشاره شده است- بنابراین تحقیقات آینده باید کشف کند که کدام رفتارها برای تمام اشکال رهبری عمومیت دارد و کدامیک شاخص مرکزی نوع ارائه شده می باشد.
با تغییر تمرکز بر زیردستان تحقیقات آینده باید با هدف آزمایش ویژگی های پیروان و تاثیر آنها روی عملکرد رهبران صورت پذیرد.سرانجام ضروری است که تحقیقات آینده تناسب در مدلهای روانی را بین انواع رهبران و پیروانشان آزمایش و بررسی کند.اگرچه قبلا یک سری تحقیقاتی صورت گرفته اما با تمرکز بر تناسب مدل روانی می توان به درک بهتراز مکانیسم تاثیر رهبر- پیروان و همچنین پیروان-رهبر دست یافت.
نتیجه گیری
با توجه به تحقیقات صورت گرفته تصور می کنیم که این دست نوشته ها تاثیر بسزایی در درک رهبری ایفا کند. در این فصل تلاش شده تا مفاهیم اصلی این سبک رهبری بطور شفاف توضیح داده شود،تمامی نتایجمطالعاتحاکی از روندروبهرشدرهبری وتحقیقات مدیریتی می باشد.این به معنای ‏در رهبری فرم تحول گرانیست بلکه نشانده نده توسعه گسترده چشم اندازهای رهبری میباشد.باگسترش این چشم اندازها ‏پیرامون مدلCIP،امیدواریم که این یافته هاانگیزه ای برای آغاز رشدسبک رهبری دراین سمت و سو ‏باشد.‏
منابع و ماخذ
1- Bedell, K. E., Hunter, S. T., Angie, A. D., &Vert, A. (2006). A historiometric examination of Machiavellianism and a new taxonomy of leadership. Journal of Leadership and Organizational Studies, 12, 50−72.‎
2- Bedell-Avers, K. E., Hunter, S. T., & Mumford, M. D. (2008). Conditions of problem-solving and the performance of charismatic, ideological, and pragmatic leaders: A comparative experimental study. Leadership Quarterly, 19, 89−106.‎
3- Bedell-Avers, K. E., Hunter, S. T., & Mumford, M. D. (2009). Charismatic, ideological, and pragmatic leaders: How do they interact? The Leadership Quarterly, 20,‎299−315.‎
نويسنده : مهشید الفتی صمغ آبادی

این کاربر 1 مطلب منتشر شده دارد.